اعدام م.ه ، خطی روی ماسه‌ها

 کسی نمیداند این اختلاس های بزرگ دقیقا از چه زمانی شروع شده است. در زمان شاه بوده یا نه، بعد از انقلاب به چه میزان بوده، چه کسانی این کار را کرده اند، هدف واقعیشان چه بود، و هزاران سوال فعلاً بیجواب دیگر ... . چیزی که مشخص است این است که حتی اگر فرزند آدم هم که باشی ممکن است پایت بلغزد. حتی اگر پسر نوح باشی ممکن است خاندان نبوتت گم شود. حتی اگر پسر شهید باشی ممکن است ... . و هزاران مثال دیگر از این دست.

 از حواشی که بگذریم، چه میشود که به اینجا میرسیم که فکر میکنیم سیستم بانکی و اقتصادی سالمی داریم. اما فردا که از خواب بیدار شدیم دیدیم خبر تیتر روزنامه ها، از اختلاسی بزرگ حکایت دارد. کم کم که ماجرا بیشتر روشن شد به ما گفتند کل مبلغ اختلاس شده از جیب من و تو، میلیاردی است. آن هم نه چند میلیارد، بلکه سه هزار میلیارد. و صاحب فعلی بیشتر این مال جناب خ الآن در کانادا ساکن است و در امنیت کامل است و حتما فکرش مشغول این است که پولش را کجا خرج کند. چه قدر مردم و خود من او را لعن و نفرین کردیم و گفتیم اگر بتوانند او را به ایران برگردانند چه بلاهایی که سرش خواهیم آورد و ... .

 کمی بیشتر نگذشت که پرونده فساد ب.ز روی صفحه روزنامه ها رفت و ما مبهوت از این که ای وای! باز هم فساد و اختلاس اما چند برابر قبلی! مگر چند نفر در کشور هستند که میتوانند اینگونه و با این حجم وسیع مال بیت المال را تصاحب کنند؟!

 این بار هم پرونده فساد مالی معاون رئیس جمهور سابق که بسی صدا نمود! که چرا فردی در این سمت باید این مقدار اختلاس کرده باشد؟! کاری ندارم به این که این اختلاس در زمان کدام رئیس جمهور انجام شد و هزاران مورد دیگر که جای بحث دارد، میخواهم این را بگویم که مگر چقدر میتوان از پول مردم دزدید؟! چند نفر هستند که میتوانند این کار را انجام دهند؟ باید از کجا وارد مسیر اختلاس شد؟ اصلا آیا اختلاس مسیر دارد؟!! و باز هم هزاران سوال بیجواب دیگر ... . البته تنها کسی که تا به الآن از بین این افراد مجاکمه شده است همین جناب ر است. که این خود نقطه امیدی است برای مبارزه با فساد اقتصادی در هر مرتبه ای که باشد و هر شخصی که باشد.

 پرونده شاندیز هم که جای بحث خود را دارد. شخصی که از یک رستوران به چنین جایی رسیده و حالا مشخص شده که مسیر این رشد چندان قانونی نبوده. هنوز حکم این پرونده صادر نشده اما مسیر قانونی آن در حال طی شدن است و امیدواریم به شکل عادلانه ای با آن برخورد شود. مخصوصا که مردم به صورت مستقیم و بدون واسطه در آن سرمایه گذاری کرده اند و حساسیت آن بیشتر است.

 تازگی ها هم نام ح.ا مطرح شده که اطلاع زیادی از پرونده او مشخص نشده اما ظاهرا برگی نو از درخت اختلاس است که به تازگی نمایان شده. شاید فکر کنیم که اختلاس یک شاخه تنهاست که چند برگ آن رخ نمایان کرده اند و شاید چند برگ دیگر مانده باشد. اما چیزی که داریم میبینیم شاید درخت اختلاس باشد. البته میل باطنی همه ما این است که این طور نباشد و اصلا دوست ندارم به جنگل اختلاس حتی فکر کنم!

 راستی، داشت یادم میرفت پرونده جناب جونیور را، همان م.ه معروف! همان آقازاده بزرگ! البته که پرونده او علاوه بر فساداقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی هم هست. یکی از متهمان اصلی پرونده استات اویل که اطلاعات محرمانه نفتی کشورمان را به بیگانگان فروخت. طرف نروژی این پرونده ده سال پیش محاکمه شد و الآن جناب م.ه که تازه حکمش ابلاغ شده و باید منتظر اجرای آن باشیم!

 و حرف آخر، ظاهرا اختلاس گرانی که نامشان افشا میشود تمامی ندارند. و مهمترین دلیل آن نه نظارت است و نه قضاوت، مهمترین دلیل آن سیستم اقتصادی مریض مملکت است... که به هر فردی با هر مرتبه اجتماعی چه راننده و چه آقازاده اجازه میدهد که اختلاس کند و نامش تا مدتها و شاید اصلا فاش نشود. و مهم ترین راه حل جلوگیری از قانون گریزی و درزهای قانونی برای اختلاس است. و ما اگر م.ه را تنها برای مفاسد اقتصادی اش اعدام هم کنیم، تنها توانستیم خطی روی ماسه ها بکشیم. مادام که وضعیت اقتصادی ما این گونه باشد، م.ه ها خواهند بود و یکی از پس دیگری خواهند آمد.

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
azadie.ir

خوندم یه خورده پایانش باز بود نتونسته بودی مطلب رو خوب جمع کنی هرچند پیداست که جای پیشرفت داری خیلی خطی روی ماسه ها هم استعاره ی قشنگی بود