سیاست نامه‌ی من

برای بزرگداشت(!) انرژی هسته ای دانشگاه جشنی برگزار کرد. فکر کنم اسفند 92 بود. برنامه در دو روز انجام شد که سخنران روز دومش دکتر سعید زیباکلام بود. برادر صادق خانمشهور، تئوزریسین معروف.

تا به آن روز من فقط جست و گریخته  راجع به توافق ژنو شنیده بودم. و اصلا نه برام مهم بود که برای چه چیزی مذاکره میکنند و نه اهمیتی برای نتیجه ی آن قائل بودم.

جشن هسته ای هم انگار جشنی مثل جشن غدیر و جشن ورودی ها و جشن روز مادر بود. اما نمیدانستم آن روز قرار بود برنامه ی سوگواره ی هسته ای برگزار شود نه جشن.(البته اگر از کیک آخر مراسم صرف نظر کنیم!)

آن روز، بعد از صحبت های دکتر، ناخودآگاه یاد قرارداد ترکمن چای و امثال آن افتادم که ملت بعد از صد و اندی سال تازه میفهمند که سرشان چه  کلاه بزرگی رفته است. همیشه برایم جای سوال بود که در آن زمان شخص یا اشخاص آگاهی وجود نداشتند که سردمداران مملکت را از اوضاع پیش رو آگاه کنند که لااقل بدانند دقیقا دارند چه بلایی سر خود و رعیتشان می آورند؟!

حالا که دیگر این جمله ی کلیشه ای ولی واقعی ورد زبان همه هست که "به قول معروف: عصر، عصر ارتباطات است."

نمیتوان مسائلی مهم و کلان مانند انرژی هسته ای را از کسی مخفی داشت.

آری، دیگر یک دانشجوی مهندسی صنایع آن هم از نوع ورودی هم میتواند با صرف یک ساعت وقت و نشستن پای صحبتهای زیباکلام(نمیگویم مطالعه ی کتاب و تحقیق در اینترنت) از خیلی از مسائل سردربیاورد.

دیگر حتی پدربزرگ هم میتواند زیر کرسی راجع به هدفمندی یارانه ها و توافق ژنو و سبد کالا و غیره صحبت کند، پس:

بیاییم اقلا با هم صادق باشیم. حق خوری کافیست. منفعت طلبی دیگر بس است. باید از دین استفاده ی واقعی کرد نه این که از آن به نفع خود سوء استفاده کنیم. باید زیر سایه ی رهبری بود، نه این که سخنان ایشان را به نفع خود تفسیر کنیم...

.

.

.

.

.

بگذریم، من و شما نه حقوق دانیم و نه دیپلمات. حرف دل من هم که هیچ قدرتی ندارد. دعا کنیم، شاید مستجاب شد!

اما نه! راهش این نیست. مطمئنم که آگاهی عامه مردم راه حل خیلی از مشکلات است. آگاهی مردم متدین و متعهد. دلسوز و بزرگوار!

آری شاید رسالت سعید زیباکلام از راه اندازی جنبش استقلال ایران همین باشد. شاید تلاش ناصر نوبری(دیپلمات باسابقه) از مناظره های پیاپی و سخنرانی های فراوان در اقصی نقاط کشور(!) همین باشد. شاید کمپین جلوگیری از تبلیغ بانک در رسانه ی ملی، هدف والایی در سر حسن نوبری باشد.

آری، آنها که دانشش را دارند، سکوت نکردند.آنها دلواپس هستند. ما هم دلواپسیم. ما دلواپس توافق ژنو هستیم. ما دغدغه ی توافق ژنو را داریم. ما دلواپس آینده ی خود هستیم.اما یادمان نرود شخص یا اشخاصی باعث این دلواپسی هستند.

/ 1 نظر / 14 بازدید