بلبل تک‌خوان

ای بلبل تک خوان، گو که راز تو چیست؟ 
معشوق واقعی، او را بگو که کیست؟ 
دلتنگ میشوم، گاهی بدون هیچ
حتی بهانه ای، روزگار مضحکی‌ ست! 
شاید که جا زدم، یا خودکشی کنم! 
قلیان نمیکشم، این کار بی خودی ست! 
سر رفته مثل شیر، کاسه‌ی صبر من
شیرش همیشه هست، آتش همیشگی ست
مقصد نشان بده، با آن زبان خوش! 
راه تو عاشقی ست؟ یا این که بندگی ست؟ 
عاشق کجا شدی؟ آیا به روی ابر
بر شاخه ی درخت؟ یار تو دیدنی ست؟
معشوقه ات کجاست، آیا زمینی است؟ 
یا این که در هواست؟ آیا رسیدنی ست؟ 
تنهایی تو را، دانش نمی کشد
حسش نمیکنم، چیزی که ساده نیست
مجنونم و نبین، عاشق نیم بدان:
این هم برای تو، رازی که گفتنی ست!!!
/ 1 نظر / 26 بازدید