شعر ورودیه برای ورودیان بوعلی

سلام ای آشنایان صمیمی ..... سلامی از دل یاری قدیمی

 

به استادان، به شاگردان باهوش ..... کلاسه اولی، حرفم بکن گوش

 

در اینجا درس خواندن راه دارد ..... مواظب باش دنیا چاه دارد

 

بگویم از شمالو از جنوبش ..... ز هرچی، ز بدش، قدری ز خوبش

 

ز استادان بسیارش بگویم ..... کباب خوب کش دارش بگویم

 

که البته مزه ای چون قند دارد ..... حراست بهر تو صد پند دارد

 

صد البته این تمام حرف من نیست ..... پندم حاصلش عاقل شدن نیست

 

ز فردا روز و شب یکجور میشه ..... نهار و شام تو کافور/ساطور میشه

 

نخدی چانه ات ناجور میشه ..... نخوانی درس، فهمت کور میشه

 

بیوفتی دشمنت مسرور میشه ..... خلاصه شادی از تو دور میشه

 

نبودی تا الآن دور از مامانی ..... دعایت میکنم تنها نمانی

 

ز دانشگاه و اسرارش بگویم ..... ز امکانات سرشارش بگویم

 

در اینجا سلف دارد، ماست دارد ..... تو هر چیزی دلت می خواست دارد

 

کبابو  جوجه و گوجه فرنگی ..... ندیدی، آخ، چه دنیای قشنگی

 

ژله سالاد با نان اضافه ..... برنجش محسن است با آن قیافه

 

نه اینجا، آشو املت ننگ دارد ..... کی گفته که برنجش سنگ دارد

 

زبانم لال، من گفتم ریاست ..... امان از دست این علم سیاست

 

یه حسن داره واسه با جنبه هاشه ..... واسه اون که زیاد حساس نباشه

 

ببخشید روت گلاب ،رومون به دیوار ..... کلاساش مختلط، قاطی، أسفبار

 

که البته باعث پیشرفت می شه ..... که نمرت از یک و دو، هفت می شه

 

کلاس می خوای بذاری پیش یارو ..... انیشتن میشی و باخ و ارسطو

 

سفارش میکنم گر هم وزیری ..... ز دست هیچ کس جزوه نگیری

 

که اسمت وارد صد لیست میشه ..... دو،دوتا اون زمان ها بیست میشه

 

ز استادان بگویم، توپ، محشر ..... ز استادان غرب و شرق، برتر

 

ته علمند و آموزش به غایت ..... ألا استاد من، جانم فدایت

 

فقط یک خورده بعضی ها خسیسند ..... که آنها هم همه شبه رئیسند

 

بد اخلاقی، نه اصلا بینشان نیست ..... اروپاهم بگردی عینشان نیست

 

اگر نمره بخواهی بیست میده ..... اگر فاکتور بخواهی لیست میده

 

نگفتم رایگانه کل درسات ..... دیگه غصه نداره جیب بابات

 

نهایت، واحدی میلیون تومانه ..... خداییش محشره، نازه، مامانه

 

ببین آزاد مدرکاش چه خوبه ..... یه ترمش از سر صبح تا غروبه

 

همین فردا که تو مدرک بگیری ..... سلام پولداریو گودبای فقیری

 

فراموشم شد از خوابش بگویم ..... ز بستر سازیه نازش بگویم

 

نگو خوابگاه، هتل دارد برادر ..... بخوابد هر که دل دارد برادر

 

مسافرخانه ای با صد ستاره ..... فرنگیسو فرحنازو بهاره

 

سراسر پرده هایش از حریر است ..... درو دیوار، مانند پنیر است

 

بهشت واست سراسر اعتبار است ..... زمستانش نگو، عین بهار است

 

عزیزان بیش از این دردو دلی نیست ..... که از این بیشتر را حاصلی نیست

 

همه اینجا سراپا غرق دانش ..... به ظاهر جنگ، در باطن به سازش

 

خلاصه هیچ چیزی کم ندارد ..... هر آنکس آمد اینجا، غم ندارد

 

اگرچه دردو دل بسیار دارم ..... ولیکن چون شماها کار دارم

 

دعایت میکنم در آخر کار ..... نشی مشروط، بیمارو گرفتار

 

منبع: سلام دانشجو

/ 0 نظر / 10 بازدید